رفتن به محتوای اصلی
AndersGGZ
بازگشت به وبلاگ
شیوهٔ زندگی · ۲۲ تیر ۱۴۰۵ · 10 دقیقه مطالعه
نوشتهٔ یک روان‌شناس از AndersGGZ

تعطیلات و ذهن شما: چرا فراغت همیشه آرامش نمی‌آورد

تعطیلات شهرتی عجیب دارد: تمام سال روی آن حساب می‌کنیم، و بعد تعجب می‌کنیم که آنچه امید داشتیم را نمی‌آورد. مردم روز نخستِ مرخصی بیمار می‌شوند، در هفته‌ی سوم دعوا می‌کنند، یا می‌بینند که حسِ سرحالی یک هفته پس از بازگشت بخار شده است. این شکستِ شخصی نیست، و به این معنا هم نیست که تعطیلات بیهوده است. به این معناست که ترمیم جور دیگری کار می‌کند تا آنچه گمان می‌کنیم. در این نوشته توضیح می‌دهم چگونه.

بیمار در نخستین روز تعطیلات

پدیده‌ای شناخته‌شده و آزاردهنده است: درست وقتی فشار برداشته می‌شود، بیمار می‌شوید. سردرد، آنفلوانزا، میگرن، یا صرفاً خستگی‌ای سربی که چند روز اول از کارتان می‌اندازد. پژوهشگران گاه از «leisure sickness» سخن می‌گویند؛ بیمار شدن در آخر هفته یا در تعطیلات.

درباره‌ی توضیح دقیقش بحث هست، اما رایج‌ترین ایده این است که بدنِ شما زیر فشارِ درازمدت در نوعی حالتِ آماده‌باشِ بالا می‌ماند. تا وقتی آن فشار ادامه دارد، خودتان را سرِپا نگه می‌دارید. به‌محض آنکه برداشته شود، صورت‌حساب می‌رسد: تازه می‌بینید چقدر خسته‌اید، و شکایت‌هایی که ماه‌ها پس زده‌اید جا باز می‌کنند.

آنچه این بیش از هر چیز می‌گوید، درباره‌ی دوره‌ی پیش از آن است. کسی که چنان سخت به‌سوی یک مهلت زندگی می‌کند که بدنش تنها در تعطیلات جرئت فروپاشی می‌یابد، تعطیلاتِ کم ندارد، بلکه بیش از حد خود را کشانده است. تعطیلات آینه است، نه علت.

ذهن‌تان به این سرعت جابه‌جا نمی‌شود

جسماً ظرف یک روز جای دیگری هستید؛ ذهناً بیشتر طول می‌کشد. نزد بیشتر مردم چند روز می‌برد تا نشخوارِ فکری فروکش کند و توجه واقعاً از کار یا نگرانی‌های خانه کنده شود. این یکی از دلایلی است که آخر هفته‌ی طولانی خوشایند هست، اما به‌ندرت واقعاً ترمیم‌کننده.

ترمیم چند چیز می‌طلبد که با بلیت هواپیما خریده نمی‌شود: کنده شدنِ روانی از تعهدها، آسودگی، این حس که خودتان تعیین می‌کنید وقت‌تان را چگونه بگذرانید، و کاری که از آن بهتر می‌شوید. به‌ویژه همان کنده شدن دشوار شده است. تلفنی که ایمیل کاری‌تان را تا ساحل با خود می‌برد، سامانه‌ی هشدار را روشن نگه می‌دارد، حتی اگر بازش نکنید.

و این هم‌زمان مشخص‌ترین توصیه‌ی تمام این نوشته است: اعلان‌های کاری را واقعاً خاموش کنید، و توافق کنید که چگونه در دسترس‌اید، به‌جای آنکه به‌طور مبهم در دسترس بمانید. نیمه‌دردسترس بودن از نظر ذهنی همان کاملاً روشن بودن است.

افتِ میانه و افتِ پس از آن

بسیاری از مردم افتی را در میانه‌ی تعطیلاتِ بلندتر می‌شناسند. آسودگیِ نخست گذشته است، تازگی‌اش رفته، و بدون ساختارِ زندگیِ عادی گاهی افکار و احساس‌هایی بالا می‌آیند که معمولاً جایی برای‌شان نیست. این ناخوشایند است، اما معمولاً نگران‌کننده نیست: آرامش آشکار می‌کند آنچه را شلوغی پنهان می‌کرد.

شناخته‌شده‌تر از آن، افتِ بازگشت است. پژوهش درباره‌ی ترمیم پیوسته نشان می‌دهد که حسِ شارژشدگی پس از تعطیلات به‌سرعت فرو می‌نشیند، اغلب ظرف یک تا چند هفته. مردم گاهی از آن نتیجه می‌گیرند که به تعطیلاتِ بیشتر یا بلندتر نیاز دارند. این قابل‌فهم است، اما نتیجه‌گیری معمولاً درست نیست.

آنچه واقعاً نشان می‌دهد این است که تعطیلات ترمیم را مانند باتری ذخیره نمی‌کند. اگر به همان شرایطی بازگردید که شما را فرسوده کرده بود، دوباره فرسوده می‌شوید. پس پرسش این نیست که چگونه مرخصیِ بیشتری بگیرید، بلکه این است که در هفته‌های عادی‌تان چه باید تغییر کند.

ترمیم در هفته‌های عادی شماست

این هسته‌ی مطلب است، و هم‌زمان کم‌هیجان‌ترین بخش آن: لحظه‌های کوچک و منظمِ ترمیم در درازمدت بیش از یک قله‌ی بزرگ در سال کار می‌کنند. یک شب در هفته که واقعاً از آنِ شماست، از یک هفته‌ی اضافه زیر آفتاب سنگین‌تر است.

به وقفه‌ای روزانه بیندیشید که از اسکرول کردن ساخته نشده باشد، به قدم زدنی بدون هدفونِ پر از اخبار، به یک شب بدون تعهد، یا به سرگرمی‌ای که در آن لازم نیست مفید باشید. ترمیم همان هیچ‌کاری‌نکردن نیست؛ برای بسیاری، کاری که در آن غرق می‌شوند بهتر از دراز کشیدن با تلفن عمل می‌کند.

صادقانه هم به آنچه شما را می‌فرساید نگاه کنید. اگر کار به‌طور ساختاری بیش از حد است، اگر مراقبت از یکی از اعضای خانواده هرگز تمام نمی‌شود، یا اگر نگرانی‌های مالی پیوسته همراه‌اند، آن‌گاه «بهتر آسوده شدن» پاسخ نیست. آن‌گاه چیزی در شرایط هست که به توجه نیاز دارد، و گاهی به کمک.

وقتی تعطیلات دیدار خانواده هم هست

نزد بسیاری از مراجعان ما تعطیلات یعنی: بازگشت به کشور مبدأ. این می‌تواند عمیقاً نیروبخش باشد. زبان‌تان را پیرامون خود می‌شنوید، کسانی را می‌بینید که سال‌ها دل‌تنگ‌شان بوده‌اید، فرزندان می‌آموزند از کجا آمده‌اند. برای برخی این تنها جایی است که در آن خود را کامل احساس می‌کنند.

و هم‌زمان به‌ندرت فقط آرامش است. انتظارهایی هست: درباره‌ی هدیه‌ها، درباره‌ی حمایت مالی، درباره‌ی اینکه نزد چه کسی می‌مانید و چقدر. اغلب اندوهی هست، برای کسی که دیگر نیست یا برای آنچه تغییر کرده. و آن تجربه‌ی فرساینده هست که همه‌جا کمی بیگانه‌اید، اینجا و آنجا. مردم گاهی سنگین‌تر از آنچه رفته بودند بازمی‌گردند.

این ناسپاسی نیست، این انسانی است. آنچه کمک می‌کند، واقع‌بین بودن از پیش است: این دیدار است، نه تعطیلات، و شاید در کنارش واقعاً به آرامش هم نیاز داشته باشم. یک روز فاصله پیش از آنکه دوباره سرِ کار بروید در نظر بگیرید. از پیش بیندیشید چه پرسش‌هایی خواهد آمد و چه می‌خواهید پاسخ دهید. و به خودتان اجازه دهید که دو چیز هم‌زمان درست باشند: اینکه چشم‌به‌راهش بودید، و اینکه سنگین بود.

وقتی جایی نمی‌روید

درباره‌ی این گروه کمتر از همه سخن گفته می‌شود، حال آنکه پرشمار است. همه نمی‌توانند به تعطیلات بروند. پول، کار، بیماری، مراقبت از کسی، روند اقامت یا صرفاً نبودِ جایی برای رفتن؛ دلایل بسیار است. و درست در تابستان، وقتی همه عکس می‌گذارند و همکاران با ماجراها بازمی‌گردند، این می‌تواند سخت بنشیند.

سنگین‌ترین بخش اغلب نبودِ سفر نیست، بلکه این حس است که به جایی تعلق ندارید. نزد پدر و مادرها احساس گناه نسبت به فرزندان هم به آن افزوده می‌شود. این دردی واقعی است و سزاوار چیزی بیش از این نکته که تعطیلات هم دست‌بالا گرفته شده است.

اما آنچه کمک می‌کند: تابستان را آگاهانه متفاوت از باقی سال کنید، حتی بدون سفر. روزی با ریتمی دیگر، گشتی در همان نزدیکی، کاری که اجباری نیست. و اگر می‌بینید که تماشای تابستانِ دیگران دلگیرتان می‌کند، آن را کم کنید؛ این پرهیز نیست، این عقل است.

کی بیش از استرسِ تعطیلات است

افت پس از تعطیلات عادی است و معمولاً ظرف چند هفته می‌گذرد. اما اگر دلگیری بماند، اگر نتوانید جای خود را بیابید، یا ببینید که با بی‌میلی و اضطراب سرِ کار می‌روید و این ادامه دارد، چیزی بیش از افتِ بازگشت در جریان است.

به نشانه‌هایی که بر بارِ بیش از حد دلالت دارند هم توجه کنید: فرسودگیِ پیوسته که با استراحت برطرف نمی‌شود، بدبینی یا فاصله گرفتن از کار، این حس که دیگر هیچ چیز را نمی‌توانید بردارید. این می‌تواند نشانه‌ی overspannenheid یا burn-out باشد، و اینجا این قاعده برقرار است: هرچه زودتر دست به کار شوید، ترمیم معمولاً کوتاه‌تر است.

این را در خودتان می‌بینید؟ از huisarts خود یا POH-GGZ آغاز کنید، یا با ما تماس بگیرید. و اگر افکار خودکشی دارید، منتظر نمانید: به huisarts خود، به huisartsenpost یا به ۱۱۳ Zelfmoordpreventie از طریق ⁦0800-0113⁩ زنگ بزنید، شبانه‌روز در دسترس.

منابع

این مقاله جنبهٔ اطلاع‌رسانی دارد و جای مشاورهٔ شخصی یک درمانگر را نمی‌گیرد. شک دارید یا دربارهٔ وضعیت خودتان پرسشی دارید؟ با خیال راحت با ما تماس بگیرید.

پرسشی دارید یا آماده‌اید ثبت‌نام کنید؟

با کمال میل با شما هم‌فکری می‌کنیم، به زبان شما و با سرعت خودتان.