رفتن به محتوای اصلی
AndersGGZ
بازگشت به وبلاگ
نشانه‌ها · ۳۰ دی ۱۴۰۴ · 10 دقیقه مطالعه
نوشتهٔ یک Gz-psycholoog از AndersGGZ

سوگ و فقدان: برای اندوه دفترچهٔ راهنما وجود ندارد

به‌عنوان gz-psycholoog (روان‌شناس بالینی) اغلب روبه‌روی کسانی می‌نشینم که در کنار اندوه‌شان تردید هم دارند که آیا آن را «درست» انجام می‌دهند. «مگر نباید تا حالا از آن گذشته باشم؟» این پرسش چیزهای بسیاری درباره‌ی افسانه‌های پیرامون سوگ می‌گوید. در بیش از پانزده سال آموخته‌ام که اندوه نه دستورالعمل دارد و نه تاریخ پایان. در این نوشته می‌خواهم آن فشار را بردارم و نشان دهم که سوگ چیست، چه کمک می‌کند و کی عاقلانه است که کمک بجویید.

افسانه‌ی سرسختِ فازهای ثابت

تقریباً همه ایده‌ی «پنج مرحله‌ی سوگ» را می‌شناسند: انکار، خشم، چانه‌زنی، افسردگی، پذیرش. مرتب و منظم به گوش می‌رسد، اما تا حد زیادی یک سوءتفاهم است. مدلِ اصلی توصیف می‌کرد که مردم چگونه با مرگِ نزدیکِ خودشان کنار می‌آیند، نه اینکه بازماندگان چگونه سوگواری می‌کنند، و مطمئناً نه به‌عنوان یک برنامه‌ی گام‌به‌گامِ ثابت.

در واقعیت سوگ نه ترتیبی ثابت دارد، نه مدتی ثابت و نه نقطه‌ی پایانی ثابت. یک روز نسبتاً خوب احساس می‌کنید، روز بعد اندوه دوباره با تمام شدت شما را درمی‌نوردد، اغلب در غیرمنتظره‌ترین لحظه‌ها. این نشانه‌ی آن نیست که «پس‌رفت» می‌کنید یا آن را اشتباه انجام می‌دهید؛ سوگ صرفاً چنین است.

ایده‌ی مراحلِ مرتب گاهی درست رنجِ بیشتری می‌دهد: این احساس که «عقب مانده‌اید» یا «جایی گیر کرده‌اید». آن خط‌کش را رها کنید. هیچ الگویی نیست که اندوهِ شما باید با آن جور دربیاید. آیا آن فشارِ «باید تا حالا جلوتر می‌بودم» را حس می‌کنید؟ می‌توانید کنارش بگذارید.

سوگ چهره‌های بسیار دارد

سوگ بسیار گسترده‌تر از اشک و دلگیری است. مردم ناباوری، انکار، خشم (به موقعیت، به دیگران، گاهی به درگذشته)، احساس گناه بابت آنچه گفته یا ناگفته ماند، سبکی پس از بیماریِ درازِ بستری، و دوره‌هایی از کرختی را تجربه می‌کنند که در آنها تقریباً چیزی احساس نمی‌کنند.

همه‌ی این واکنش‌ها بخشی از آن‌اند، حتی واکنش‌هایی که شاید از آنها شرم دارید. خشم داشتن به این معنا نیست که عشق نمی‌ورزیدید؛ سبکی به این معنا نیست که از فقدان اندوهگین نیستید. سوگ اندوهی خالص نیست، درهم‌بافتی از احساس‌های متضاد است، و این عادی است.

بسیاری وقتی این را می‌شنوند سبک می‌شوند. «پس مجازم این را احساس کنم؟» بله. هیچ شیوه‌ی نادرستی برای سوگواری نیست، و هیچ احساسی نیست که مجاز به داشتنش نباشید.

اندوه در بدن شما هم هست

سوگ تنها یک احساس نیست، یک تجربه‌ی جسمی است. مردم از خستگی، احساس فشار بر سینه، بغض در گلو، مشکلات خواب، بی‌اشتهایی یا برعکس اشتهای زیاد، و نوعی پوچیِ خاکستری خبر می‌دهند که آنها را کند و بی‌رمق می‌کند. برخی در برابر بیماری آسیب‌پذیرتر می‌شوند.

این ادا و اطوار نیست؛ فقدان یک تجربه‌ی سهمگینِ استرس‌زاست، و بدن‌تان به آن واکنش می‌دهد. دانستنش کمک می‌کند، تا آن نشانه‌ها را «چیزی نوِ دیگر که آن هم خراب است» نبینید، بلکه بخشی از سوگواری.

درست به همین دلیل، خوب مراقبت کردن از بدن‌تان در حین سوگ مهم است، هرچقدر هم حوصله‌اش را نداشته باشید: کمی خوردن، کمی جنبیدن، کمی نظم. نه برای پاک کردنِ اندوه، بلکه برای دادن نیرو به خودتان تا آن را بردارید.

برای بیش از تنها مرگ سوگواری می‌کنید

ما سوگ را معمولاً به مرگ گره می‌زنیم، اما می‌توانید برای بسیار بیش از آن سوگواری کنید. پایانِ یک رابطه، از دست دادن کار، سلامتی، آینده‌ای که در سر داشتید، وطن‌تان یا زندگیِ آشنای‌تان پس از تغییری سهمگین، اینها هم فقدان‌های واقعی‌اند که اندوهِ واقعی می‌دهند.

این شکل‌های سوگ اغلب به‌عنوان سوگ به رسمیت شناخته نمی‌شوند، از سوی محیط و گاهی از سوی خودتان. «فقط یک شغل بود»، «که اصلاً ازدواج نکرده بودید.» این نادیدنی بودن آن را تنها می‌کند، چون اندوه‌تان جایی نمی‌یابد.

آیا اندوهی برای فقدانی می‌شناسید که خاکسپاری‌ای نداشت؟ پس بدانید که مجاز است باشد. لازم نیست فقدان از سوی دیگران به رسمیت شناخته شود تا برای شما سهمگین باشد.

چه کمک می‌کند: پذیرفتن «و» در حرکت ماندن

اندیشه‌ی امروزی درباره‌ی سوگ نه درباره‌ی «تمام کردنِ مراحل»، بلکه درباره‌ی نوعی رفت‌وبرگشت است: میان پذیرفتنِ اندوه (احساس کردن، به یاد آوردن، دلتنگی) و دوباره روی آوردن به زندگی‌ای که ادامه دارد (کارهای عملی، تماس، روتین‌های تازه). هر دو لازم‌اند؛ لازم نیست تمام روز در اندوه‌تان بنشینید، و لازم هم نیست آن را پس بزنید.

حرف زدن به بسیاری کمک می‌کند، نه برای حل کردنش، بلکه برای برداشتنش. با نزدیکان، با هم‌دردان، یا با یک متخصص. دیگران در نوشتن، در آیین‌ها، در طبیعت تکیه‌گاه می‌یابند. روشِ درستی نیست؛ مهم آن است که چه چیزی به شما فضا می‌دهد.

و به آن زمان بدهید، بسیار بیشتر از آنچه محیط اغلب انتظار دارد. اندوه به فرمان فرسوده نمی‌شود. آنچه تغییر می‌کند این است که آرام‌آرام می‌آموزید پیرامون آن زندگی کنید؛ فقدان کوچک‌تر نمی‌شود، زندگیِ پیرامونش بزرگ‌تر می‌شود.

برای نزدیکان: حاضر بودن کافی است

مردم اغلب نمی‌دانند به یک سوگوار چه بگویند، و آن‌گاه از ترسِ گفتنِ چیزِ نادرست سکوت می‌کنند. اما آن سکوت برای سوگوار اغلب مانند رهاشدن احساس می‌شود. لازم نیست سخنانِ حکیمانه بگویید؛ حاضر بودن مهم‌ترین کاری است که می‌توانید بکنید.

از تسلی‌های کلیشه‌ایِ خوش‌نیت مانند «او حالا در جای بهتری است» یا «باید دوباره رو به جلو نگاه کنی» بپرهیزید. بهتر است صادقانه بگویید: «نمی‌دانم چه بگویم، اما من برای تو اینجا هستم.» درباره‌ی درگذشته یا فقدان بپرسید؛ بیشتر سوگواران درست خوش دارند که درباره‌اش حرف بزنند.

و باز هم بیایید، حتی پس از هفته‌ها و ماه‌ها، وقتی بیشتر مردم کنار کشیده‌اند و کارت‌ها بند آمده‌اند. درست آن‌گاه، وقتی سکوت فرومی‌افتد، حضورِ شما بیش از همه معنا دارد.

کی سوگ به بن‌بست می‌رسد

سوگ بیماری نیست؛ واکنشی سالم، هرچند دردناک، به فقدان است. اما گاهی به بن‌بست می‌رسد. از سوگِ طولانی یا پیچیده سخن می‌گوییم وقتی اندوه پس از مدتی دراز (معمولاً بیش از یک سال) بی‌کاهش همه‌چیز را فرامی‌گیرد، وقتی به‌کلی در کارکرد روزمره‌تان گیر می‌کنید، یا وقتی خود را بیش‌ازپیش منزوی می‌کنید.

نشانه‌های اینکه کمک عاقلانه است: اصلاً پیش نمی‌روید، از هرچه فقدان را به یاد می‌آورد می‌پرهیزید (یا برعکس به هیچ چیز دیگر نمی‌توانید فکر کنید)، برای تحملش به الکل یا مواد دست می‌برید، یا افکار دلگیر یا ناامیدِ پیوسته افزوده می‌شوند. در صورت افکارِ پایان دادن به همه‌چیز: به huisarts خود یا، شبانه‌روز، به ۱۱۳ (⁦0800-0113⁩) زنگ بزنید.

تردید دارید که آیا سوگِ شما هنوز «عادی» است؟ پس همین خود دلیلی خوب است که با huisarts خود درباره‌اش حرف بزنید. کمک در سوگ نشانه‌ی آن نیست که در اندوه شکست می‌خورید، بلکه تکیه‌گاهی است تا بتوانید آن را بردارید.

منابع

این مقاله جنبهٔ اطلاع‌رسانی دارد و جای مشاورهٔ شخصی یک درمانگر را نمی‌گیرد. شک دارید یا دربارهٔ وضعیت خودتان پرسشی دارید؟ با خیال راحت با ما تماس بگیرید.

پرسشی دارید یا آماده‌اید ثبت‌نام کنید؟

با کمال میل با شما هم‌فکری می‌کنیم، به زبان شما و با سرعت خودتان.